تبليغاتX
دختران سدنا
شکل واقعی زمین پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 12:16

زمین کروی

یکی از اندیشه‌های یونانیان قدیم این بود که زمین به شکل کره است. تصور کرویت زمین نخست در شمار اندیشه‌های فلسفی یونانیان بود. فیثاغورث ، فیلسوف بزرگ یونانی ، نخستین کسی است که این عقیده را در حدود سال 525 قبل از میلاد ابراز کرد. یونانیان ، کره را شکل کاملی پنداشتند و درستی این اندیشه را با مشاهدات خود نیز تحقیق کردند.



تصویر

 

 

زمین قبل از کرویت

پیش از آنکه یونانیان نظریه کروی بودن زمین را مطرح کنند، اکثر مردم عوام معتقد بودند که زمین مسطح است. مثلا هندوها معتقد بودند که زمین مسطح بر شانه چهار فیل قرار دارد که به نوبه خود بر پشت چهار لاک پشت شناور در اقیانوسی بیکران ، ایستاده‌اند. مصریان باستان ، زمین را رب‌النوع کب می‌پنداشتند که به پهلو دراز کشیده و الهه نات بر روی آن خمیده است.

دلایل کرویت

در حدود سال 350 پیش از میلاد ارسطو ، دلیل قاطعی بر گرد بودن زمین ارائه کرد. موثرترین دلیل وی این بود که اگر کسی به طرف شمال یا به طرف جنوب مسافرت کند، در افق روبروی او ستارگان جدیدی ظاهر می‌شوند و در افق پشت سر او ستارگانی که قبلا دیده می‌شدند، ناپدید می‌شوند. ارسطو همچنین دلیل می‌آورد که کشتیها در هر جهت که از ساحل دور شوند، ابتدا دکل آنها ناپدید می‌شود.

از اینها گذشته مقطع سایه زمین بر ماه در هنگام خسوف ، بدون در نظر گرفتن وضع ماه ، همیشه به صورت یک دایره است. ارسطو می‌گوید همه این واقعیت‌ها فقط هنگامی می‌تواند درست باشد که زمین کروی باشد.

سیطره باور

در میان تحصیلکرده‌ها ، حتی در اوایل قرون وسطی ، هرگز تصور کروی شکل بودن زمین از بین نرفت. دانته شاعر ایتالیایی ، در کتاب خود ، کمدی الهی ، فرض کروی شکل بودن زمین را پذیرفته است.



تصویر

محیط کروی زمین

اولین فردی که محیط زمین را دقیق اندازه گرفت، اراتستن (195-276 قبل از میلاد) ریاضیدان یونانی بود. او می‌دانست که در ظهر اواسط تابستان ، خورشید شهر سین ، واقع در جنوب خانه‌اش در اسکندریه مصر ، مستقیما درون چاه عمیقی می‌تابد. او در همان روز زاویه تابش خورشید بر فراز اسکندریه را 7.2 درجه اندازه گرفت. این زاویه برابر است با 1.50 کمان یک دایره. او می‌دانست که فاصله سین تا اسکندریه 772 کیلومتر است و بدین ترتیب محیط زمین را 50x772 یعنی 38600 کیلومتر محاسبه کرد. این رقم به عدد واقعی 40074 کیلومتر بسیار نزدیک است.

زمین بیضوی

تا قرن هفدهم زمین به شکل کره کامل فرض می‌شد. این تصور از 2000 سال پیش تا آن زمان بر افکار تسلط داشت. ولی اسحاق نیوتن با توجه به چرخش زمین به دور خودش (حرکت وضعی زمین) ، نتیجه متفاوتی بدست آورد. اسحاق نیوتن به متفاوت بودن سرعت سطح زمین در عرضهای جغرافیایی مختلف پی برد. او با قوانین خود نشان داد که هرچه چرخش سریعتر باشد، اثر گریز از مرکز بیشتر است، یعنی گرایش مواد به دور شدن از مرکز دوران بیشتر می‌شود.

از آنجا که سرعت در قطبها صفر است، پس اثر گریز از مرکز در قطبها تا استوا پیوسته افزایش می‌یابد. این بدان معناست که زمین در اطراف کمربند استوایی خود با شدت بیشتر رانده می‌شود. زمین مانند یک نارنگی در استوا برآمده و در قطبها فرورفته است. اسحاق نیوتن حتی فرورفتگی قطبها را حساب کرد و نتیجه گرفت که می‌بایستی در حدود 1.230 تمام قطر زمین باشد. این عدد به عدد واقعی نزدیک است.

تفاوتها

امروزه اندازه گیریهای دقیق نشان می‌دهد که قطر استوایی زمین 43 کیلومتر از قطر قطبی آن بیشتر است. در واقع ، قطر استوایی زمین 12756 کیلومتر و قطر قطبی آن 12713 کیلومتر است.

منبع :

http://daneshnameh.roshd.ir/

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |

سراب کیهانی چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 11:28

دید کلی

با وجود پیشرفتهای زیادی در زمینه کیهان شناسی ، معمایی که هنوز هم حل نشده ، مقدار چگالی ماده موجود در جهان است. چون قسمت نامشخصی از ماده بصورت نامرئی است، امکان دستیابی به مقدار آن برای اخترشناسان تقریبا غیر ممکن است. ولی اخیرا آنها پدیده تازه‌ای کشف کرده‌اند که نوید روشن کردن بسیاری پرسشها را پیرامون مقدار تام ماده مرئی و نامرئی در کائنات و پراکندگی آن را در فضا به ما می‌دهد. این کشف عبارتست از پدیده سرابهای جاذبه‌ای.



تصویر

سرابهای گرانشی

"سرابهای جاذبه‌ای" زمانی حاصل می‌شوند که دو ستاره یا بیشتر که در فاصله‌های متفاوتی از زمین واقع شده‌اند، بصورت کامل با کره زمین روی یک خط قرار گیرند و به نظر برسد که در آسمان باهم برخورد کرده‌اند. روشنایی دورترین ستاره برای رسیدن به ما باید از میدان گرانشی نزدیکترین ستاره بگذرد و در این عبور منحرف می‌شود. این انحراف روشنایی یک تغییر شکل و حتی نوعی تکثیر تصویر از ستاره پدید می‌آورد.

پیش بینی سراب جاذبه‌ای

آلبرت انیشتین در سال 1936 با استفاده از نسبیت عمومی نشان داد که اگر از دید ناظر رصد کننده ، دو ستاره با کره زمین روی یک خط قرار گیرند، دورترین ستاره علاوه بر تصویر عادی خود که یک نقطه است، تصویر دیگری به شکل یک حلقه نورانی در اطراف آن نقطه روشن ، پیدا خواهد کرد. این حلقه نورانی ، نوعی سراب کیهانی و نوعی توهم بصری است زیرا در عالم حقیقت وجود ندارد. آلبرت انیشتین همخط شدن دو ستاره با زمین را امری بسیار غیر محتمل می‌دانست و این پدیده را فقط بصورت تئوری ارائه داده بود.



عدسی گرانشی

در پدیده سراب کیهانی ، ستاره نزدیکتر که قوه جاذبه آن ، روشنایی ستاره دورتر را منحرف می‌کند، "عدسی جاذبه‌ای" نامیده می‌شود. این ستاره مانند عدسی عینک ، روشنایی ستاره را منحرف می‌کند تا سراب جاذبه‌ای را پدید آورد. یک سال بعد از ارایه نظریه آلبرت انیشتین ، "فریتز زوایکی" همان کسی که موضوع ماده نامرئی را مطرح کرد با قبول تئوری آلبرت انیشتین ، به جای ستاره‌ها ، کهکشانها و انبوه‌های کهکشانی را به عنوان عدسی گرانشی پیشنهاد کرد.

کشف سراب کیهانی

42سال بعد از ارائه این نظریات ، در سال 1979 یک جفت کویزار اجسام ستاره مانند بسیار دور کشف شد که خیلی به هم نزدیک و شبیه بودند. فیزیکدانان بر این اعتقاد شدند که این شباهت حیرت انگیز حاصل تصادف نیست، یکی از این کویزارها می‌تواند سراب گرانشی کویزار دیگر باشد، ولی در این مورد باید عدسی گرانشی آنرا هم کشف می‌کردند. پس از رصدهای دقیق ، کهکشانی کشف شد که روی یکی از کویزارها قرار گرفته بود.

بدین ترتیب نخستین سراب کیهانی کشف شد. در واقع آنچه دیده می‌شد یک کویزار بیش نبود و کهکشانی که بین این کویزار و زمین بصورت هم خط واقع شده بود، به عنوان عدسی گرانشی عمل کرده و دومین کویزار را بصورت سراب پدید آورده بود. پس از آن سرابهای دیگری نیز کشف شد. حتی حلقه‌های نورانی که آلبرت انیشتین پیش بینی کرده بود در جهت انبوه‌های کهکشانی دیده شدند.

رابطه بین سراب کیهانی و ماده نامرئی

یک سراب کیهانی ، حاصل و نتیجه تداخل عمل پیچیده میان روشنایی یک جسم نورانی سماوی (ستاره ، کویزار ، کهکشان یا انبوه کهکشانها) و میدان گرانشی یک عدسی گرانشی است. میدان جاذبه به توده تمام ماده (مرئی یا نامرئی) و تقسیم پراکندگی فضایی آن در عدسی بستگی دارد. از طرف دیگر ، مسیر روشنایی نیز تحت تاثیر میدان جاذبه گرانشی تمام مواد بین کهکشانی (مرئی یا نامرئی) است که می‌تواند میان جسم نورانی و عدسی و میان عدسی و زمین وجود داشته باشد.

بنابراین سرابهای کیهانی قادرند مارا نه تنها در مورد توده نامرئی در عدسیها ، بلکه درباره فضای میان کهکشانی نیز آگاه سازند. ولی یافتن سرابهای کیهانی کار آسانی نیست و مقدار سرابهایی که تا کنون یافته شده‌اند، انگشت شمار می‌باشند. این کمیابی دلیل آنست که فضای میان کهکشانی نمی‌تواند پر از سیاهچاله‌های یک تکه توده‌دار (حدود یک میلیارد برابر توده خورشید) باشد، زیرا این سیاهچاله‌ها عدسیهای گرانشی بسیار خوبی هستند. فیزیکدانها امیدوارند با کشف سرابهای کیهانی ، بیشتر اسرار توده نامرئی کائنات را آشکار کنند.

 

منبع : دانشنامه رشد

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |

در صورت سقوط در سیاهچاله چه بلای به سرم می آید؟ پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 11:54
فرض می كنیم در داخل یك فضا پیما به سمت یك سیاهچاله با جرم یك ملیون برابر خورشید در مركز كهكشان راه شیری در حال حركت هستید. (بحث های زیادی در مورد وجود سیاهچاله در مركز كهكشان راه شیری وجود دارد. اما فرض می كنیم حداقل برای چند ثانیه این سیاهچاله موجود باشد.) از فاصله دور راكت ها را خاموش كرده اید و به سمت سیاهچاله سرازیر می شوید. چه اتفاقی خواهد افتاد؟

 

در ابتدا هیچ جاذبه ای را حس نخواهید كرد چون در حال سقوط آزاد هستید، همه قسمتهای بدنتان به یك صورت كشیده خواهند شد و احساس بی وزنی خواهید كرد (این دقیقا همان چیزی است كه در مدار زمین برای فضا نوردان اتفاق می افتد. با این حال نه فضا نورد و نه شاتل هیچ نیروی جاذبه ای را حس نمی كنند.) همین طور كه به مركز سیاهچاله نزدیك و نزدیك تر می شوید نیروهای جاذبه جزر و مدی را بیشتر حس خواهید كرد. فرض كنید پاهایتان نسبت به سرتان در فاصله كمتری از مركز سیاهچاله قرار گرفته باشد. نیروی جاذبه با نزدیك شدن به مركز سیاهچاله بیشتر می شود، بنا بر این در پاهایتان نیروی جاذبه را بیشتر حس خواهید كرد. و حس خواهید كرد كشیده شده اید ( این نیرو نیروی جزر و مدی نام دارد چون دقیقا مانند نیرویی عمل می كند كه باعث جزر و مد در سطح زمین می شود). این نیروها با نزدیك شدن به مركز بیشتر و بیشتر خواهد شد تا جایی كه شما را پاره پاره كند.

برای یك سیاهچاله خیلی بزرگ شبیه به آن كه شما در آن سقوط می كنید، نیروهای جزر و مدی تا شعاع 600000 كیلومتری مركز قابل توجه نیستند. البته این مطلب پس از ورود به افق اعتبار می یابد. اگر در حال سقوط به یك سیاهچاله كوچكتر هم جرم خورشید بودید، نیروهای جزر و مدی از فاصله 6000 كیلومتری مركز شما را تحت تاثیر قرار می داد و شما خیلی زود تر از آنكه وارد افق شوید تكه پاره می شدید (و این موضوع علت این است كه شما را در حال سقوط به یك سیاهچاله بزرگ تصور كردیم تا بتوانید حداقل تا وارد شدن به سیاهچاله زنده باشید). در حین سقوط چه چیزهایی می بینید؟ شما در حین سقوط چیز خاص و عجیبی را مشاهده نخواهید كرد. تصویر اشیا درو ممكن است به شكل های عجیب و نا مربوط در آمده باشند، چون جاذبه سیاهچاله نور را نیز منحرف می كند. به ویژه وقتی وارد افق می شوید هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد. حتی پس از وارد شدن به افق نیز خواهید توانست چیزهایی را كه بیرون هستند ببینید. چون نوری كه از اشیا بیرونی ساطع می شود می تواند وارد افق شود و به شما برسد. اما در بیرون از افق كسی قادر به دیدن شما نیست چون نور نمی تواند از افق خارج شود.

كل این اتفاقات چقدر طول می كشد؟ البته این مطلب بستگی به این دارد كه از چه فاصله سقوط به داخل سیاهچاله را شروع كرده باشید. فرض می كنیم این عملیات از جایی شروع شود كه فاصله شما از مركز 10 برابر شعاع سیاهچاله باشد. برای سیاهچاله ای با جرم یك میلیون برابر خورشید 8 دقیقه طول می كشد تا به افق برسید، پس از آن 7 دقیقه دیگر در پیش دارید تا به ناحیه منحصر به فردی برسید. البته این زمان ها تقریبی است و به عنوان مثال در یك سیاهچاله كوچكتر زمان مرگ نزدیك تر خواهد بود. پس از پشت سرگذاشتن افق در 7 دقیقه باقیمانده از عمر ممكن است وحشت زده بشوید و شروع كنید به روشن كردن راكت ها اما این تلاش بیهوده است.

از یك فاصله مطمئن از سقوط در سیاهچاله چه چیز مشاهده می شود؟


چیزی كه از دور دیده می ود با واقعیت كمی تفاوت دارد. همچنان كه شما به افق نزدیك تر می شوید ناظر حركت شما را آهسته و آهسته تر می بیند. او هیچ گاه رسیدن شما را به افق نخواهد دید.

سیاهچاله ای را در نظر بگیرید كه از فرو ریختن یك ستاره شكل گرفته است. در حالی كه ماده تشكیل دهنده سیاهچاله فرو می ریزد، ناظر آن را كوچك و كوچك تر می بیند، همچنین او نزدیك شدن شما را می بیند اما نمی تواند رسیدن به افق را ببیند و این علت نام گذاری اولیه آنها یعنی ستاره های منجمد است. چون به نظر می رسد آن ها در فاصله ای به اندازه كمی بیشتر از شعاع شوارتز شیلد یخ زده اند.

چرا اینگونه به نظر می رسد؟ مهمترین مطلبی كه در این مورد عنوان شده یك خطای نوری است. در حقیقت شكل گرفتن یك سیاهچاله یا رسیدن شما به افق زمان نامحدودی نمی برد. وقتی شما به افق نزدیك و نزدیك تر می شوید، نوری كه از شما ساطع می شود به زمان بیشتری نیاز دارد تا به ناظر برسد در واقع نوری كه بدن شما در هنگام گذر از افق ناظر دیگر تصویری از شما نمی بیند و حس می كند رسیدن به افق چه زمان نامحدودی وقت می برد.


از زاویه دیگری نیز می شود به این مسئله نگاه كرد. زمان در نزدیكی افق بسیار آرامتر از فضاهای دورتر سپری می شود. فرض كنید فضاپیمای شما برای خروج از افق در حركت است و برای چندین ثانیه آنجا توقف می كند (با مصرف مقداری زیادی سوخت برای جلوگیری از سقوط به داخل). سپس شما به سمت ناظری می روید و به او ملحق می شوید. متوجه می شوید در طی این ایام او سنی بیش از شما دارد، در حقیقت زمان برای شما بسیار آهسته تر (كند تر) سپری شده است تا برای او.

به نظر شما كدام یك از این دو نظریه فریب نور یا كندی زمان درست است؟ جواب بستگی به مختصاتی داردكه طبق آن به بررسی سیاهچاله ها بپردازید. طبق مختصات معمول كه مختصات شوارتز شیلد نام دارد، زمانی افق را پشت سر می گذارید كه مختصات t (زمان) بی نهایت است. طبق این مختصات گذر از افق زمان بی نهایت لازم دارد. اما علت این مطلب این است كه مختصات شوارتز شیلد تصویر تحریف شده ای از آنچه در اطراف افق می گذرد به ما می دهد. در حقیقت درست در افق مختصات كاملا تحریف شده و تغییر یافته اند. در صورتی كه مختصات واحدی را در نزدیكی افق انتخاب نكرده اید متوجه می شوید كه در هنگام گذر از افق زمان واقعا محدود است. ولی زمانی كه ناظر شما را مشاهده می كند نامحدود است. تشعشات نیاز به زمان بی نهایت و نامحدودی دارند تا به چشم ناظر برسند. پس شما می توانید از هر دو نوع مختصات استفاده كنید، در عمل هر دوی آنها درست هستند. فقط دو بیان متفاوت از یك مطلب ارئه می دهند. درعمل شما از چشم ناظر پنهان خواهید ماند قبل از اینكه زمان بی نهایت سپری شود. برای یك جسم نوری كه از طرف سیاهچاله تابش می شود به طرف سرخی و طول موجهای بیشتر می رود.

بنا براین در صورتی كه شما نور مرئی با طول موجهای ثابتی ساطع كنید، ناظر آن را با طول موج بیشتری دریافت خواهد كرد. با نزدیك تر شدن شما به افق این طول موجها افزایش می یابند. كه درنهایت به تابش های نامرئی، مادون فرمز و امواج رادیویی خواهند رسید. در بعضی نقاط طول موجها به قدری زیاد خواهند بود كه ناظر نخواهد توانست آن ها را مشاهده كند. از گذشته به خاطر دارید كه نور در دسته هایی به نام فوتون ساطع می شود. تصور كنید در حین گذر از افق فوتون هایی ساطع كنید. قبل از گذشتن از افق آخرین فوتون ها را ساطع خواهید كرد، این فوتون ها در زمان محدودی به چشم ناظر خواهند رسید - به عنوان مثال برای چنان سیاهچاله پر جرمی چیزی در حدود 1 ساعت.. و پس از آن ناظر دیگر قادر به دیدن شما نخواهد بود (فوتون هایی كه پس از گذر از افق ساطع می شوند هیچ گاه به ناظر نمی رسند)...

 

منابع:  www.alacheegh.com

                www.hupaa.com

 http://blacksky7.mihanblog.com/post/27

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |

نپتون شنبه پنجم بهمن 1387 17:21

 

نپتون هشتمین سیاره از خورشید در منظومه شمسی می باشد. این سیاره بسیار بزرگ بسیار سرد یک جو مه آلود و بادهای قوی دارد. این گاز بوسیله هشت ماه حلقه های اندکی که در دسته هایی گذاشته شده بودند. مدار را دور می زند. رنگ آبی نپتون به دلیل متان در جو می باشد. این مولکول قرمز را جذب می کند. نپتون را نمی توانیم با استفاده از چشم ها تنها ببینیم نپتون اولین سیاره ای بود که هستی به صورت ریاضی پیش بینی شده بود ( مدار سیاره اورانوس توسط شی نامعلوم مصطوب بود که به گاز دیگری ، نپتون تبدیل می شد ).

 

 

اندازه

 

نپتون حدود 30775 مایل (49528 کیلومتر) می باشد. آن حدود 88/3 برابر از قطر زمین می باشد اگر نپتون گود بود ، آن می توانست تقربیا 60 زمین نگه دارد نپتون چهارمین سیاره بزرگ در منظومه شمسی ما می باشد ( بعد از مشتری ، زحل ، اورانوس).

 

جرم و جاذبه

 

جرم نپتون حدود 1026*102 کیلوگرم می باشد آن بیشتر از 17 بار جرم زمین است . اما جاذبه در نپتون تنها 19/1 برابر از جاذبه زمین می باشد. این به آن دلیل است که یک سیاره بزرگ می باشد . ( نیروی جاذبه ای در یک سیاره به روی یک ماده در سطح سیاره متناسب با جرمش و عکس شعاعش به کار گرفته می شود )

یک شخص 100 پوندی در نپتون 119 پوندی وزن می شود .

 

                         طول روز وسال در نپتون

 

هر روز در نپتون 19.1 ساعت زمین را  می گیرد . یک سال در نپتون 8/164 سال زمین را می گیرد .آن تقریبا 165 سال زمین برای نپتون را می گیرد که خورشید که یکبار دور می زند.

از زمانی که نپتون در 1846 کشف شده بود و هنوز یک دور انفرادی کامل اطراف خورشید ندارد.

 

مدار نپتون و فاصله از خورشید

نپتون حدود 30 ساعت دورتر از خورشید نسبت به زمین می باشد .آن به طور متوسط 06/30 آی یو از خورشید رسیده است . گاهی اوقات ، مدار نپتون در واقع بیرون از پلوتون می باشد. این به دلیل مدار بسیار غیر عادی پلوتون می باشد.

در طول این مدت ( 20 سال از هر 248 سال زمین ) نپتون در واقع دورترین سیاره از خورشید می باشد ( و پلوتون نیست ) از 21 خبری 1979 تا 11 فبریه 1999 پلوتون داخل مدارد نپتون بود حالا و تا سپتامبر 2226 ، پلوتون بیرون از مدار نپتون است .

 

 

در افلاین ( نکته ای در مدارد نپتون دورترین از خورشید ) نپتون 4546000000 کیلومتر از خورشید می باشد در پرلاین نکته ای در مدار نپتون نزدیکترین به خورشید  ) نپتون 4456000000 کیلومتر از خورشید است محور دورانی نپتون 30 درجه به طرف سطح مدارش اطراف خورشید کج می شدند ( این درجه اندک بیشتر از خورشید می باشد). آن به فصلهای نپتون داده می شود. هر فصل 40 سال طول می کشد قطبها در تاریکی یا روشنایی برای 40 سال ثابت هستند .

                                  درجه حرارت

 

درجه حرارت 48 کلوین می باشد.

 

کشف نپتون

 

هستی نپتون در 1846 بعد از اینکه محاسبه ها ، اضطرابها را در مدار اورانوس نشان داد پیش بینی شده بود. محاسبه ها متقلا توسط جی، سی آدام ولی وریر انجام شده بود. نپتون سپس توسط در آرست در 23 سپتامبر 1846 دیده شده بود.

 

مشاهدات فضاپیما

 

نپتون توسط ویاگر 2 ناسا در آگست 1989 دیده شده بود. بعد از این مشاهده تقریبا هیچ چیزی در مورد نپتون نمی دانستیم.

 

مقایسه زمین – نپتون

نماد واسم نپتون

نپتون بعد ازخدا رومی اسطوری دریاها نامگذاری شده بود . نماد نپتون نیزه ماهی گیری است

 

منبع:http://www.ngdir.ir/

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |

ستاره شناسی شنبه یازدهم آبان 1387 10:38

ستاره شناسی ، علمی است که با مشاهده و توضیح وقایعی که در خارج از زمین و جو آن رخ می‌دهد سر و کار دارد. این علم منشا پیدایش و خواص فیزیکی و شیمیائی اشیائی که قابل مشاهده در آسمان بوده (و خارج زمین قرار دارند) و همینطور فرآیندهای منتجه از آنها را مطالعه می‌کند. در طی قسمتی از قرن بیستم ، ستاره شناسی به سه شاخه تقسیم شده بود: محاسبات نجومی ، مکانیک آسمانی و فیزیک نجومی. حالات برجسته متداول فیزیک نجومی در نامگذاری گروههای آموزشی دانشگاهی و موسسات درگیر با تحقیقات نجومی متجلی می‌شود:

قدیمیترین آنها بدون هیچ تغییری ، گروهها و موسسات ستاره شناسی می‌باشند، جدیدترین آنها به نگه داشتن فیزیک نجومی در نامشان تمایل دارند، برخی اوقات کلمه ستاره شناسی را برای تأکید بر طبیعت تحقیقاتشان ، در نامشان قرار نمی‌دهند. به علاوه ، تحقیقات فیزیک نجومی ، مخصوصا در
فیزیک نجومی نظری ، را افرادی که پس زمینه فیزیک و ریاضی دارند می‌توانند انجام دهند.

ستاره شناسی از معدود علومی است که آماتورها هنوز در آن نقش فعالی دارند، خصوصا در کشف و مشاهده حوادث زودگذر. ستاره شناسی نباید با
طالع بینی ، شبه علمی که با پیگرد مسیر اجرام آسمانی ، مبادرت به پیشگویی سرنوشت افراد می‌نماید اشتباه شود. این دو اگر چه در ریشه مشترکند، اما کاملا متفاوتند؛ ستاره شناسان روش علمی را پذیرفته‌اند، در حالیکه طالع بینها اینطور نیستند.



img/daneshnameh_up/3/32/PLANETLO.GIF

تقسیمات ستاره شناسی

ستاره شناسی به چند شاخه تقسیم می‌گردد. اولین تقسیم بندی بین ستاره شناسی نظری و ستاره شناسی شهودی می‌باشد. مشاهده گرها روشهای مختلفی را برای جمع آوری اطلاعات درباره حوادث بکار می‌برند، اطلاعاتی که بعدا توسط نظریه پردازان برای ایجاد تئوریها و مدلهایی ، برای شرح مشاهدات و پیش بینی حوادث جدید بکار می‌رود. حوزه‌های مطالعه همچنین به دو طریق دیگر تقسیم بندی می‌شوند: موضوعی ، که معمولا به منطقه فضا (مثلا ستاره شناسی کهکشانی) یا مسائل اشاره شده (مانند تشکیل ستاره یا کیهان شناسی) بستگی دارد؛ یا به روش مورد استفاده برای گرد آوری اطلاعات (بطور مبنائی ، چه ناحیه‌ای از طیف الکترومغناطیس استفاده می‌شود). در حالیکه تقسیم بندی اولیه به هر دوی مشاهده گر و نظریه پرداز مربوط می‌شود، دومی مربوط به مشاهده گرهاست(نه کاملا) ، چون نظریه پردازها سعی می‌کنند از اطلاعات موجود در تمامی طول موجها استفاده کنند و مشاهده گرها اغلب بیش از یک منطقه از طیف را مشاهده می‌کنند.

تقسیم بندی بر اساس موضوع یا مسائل اشاره شده

http://daneshnameh.roshd.ir

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |

سیاره تیر پنجشنبه یازدهم مهر 1387 13:1

تير، نزديكترين سياره به خورشيد است. اين سياره كوچك و صخره اي، اتمسفر ندارد. تير، مداري بيضوي دارد و حرارت آن بسيار متغير است. در طي روز(يك روز تير 56/58 برابر روز زمين طول مي كشد به عبارت ديگر يك سال تير تنها 88 روز است)، تير حتي از فر هم گرمتر است و در طي شب(با طول مشابه) از يخچال هم سردتر مي شود.

تيرآنقدر به خورشيد نزديك است كه مي توان آن را به هنگام طلوع يا غروب خورشيد ديد. تير سنگينترين سياره است. سطح آن مشابه سطح ماه است. كراترهاي تير حاكي از فورانهاي آتشفشاني هستند كه قسمت عمده سطح آن را مي پوشانند. در تير ميدان مغناطيسي وجود دارد(اين ميدان مغناطيسي، احتمالا به علت وجود هسته آهني مايع به وجود آمده است).

اندازه

قطر تير حدود 3031 مايل(4878 كيلومتر) است. تير دومين سياره كوچك منظومه شمسي(بعد از پلوتون) است. قطر تير كمي بيشتر از يك سوم قطرزمين است. تير تنها اندكي از ماه بزرگتر است.

جرم و گرانش

جرم تير حدود 3/3 در ده به توان بيست و سه كيلوگرم است كه حدود يك بيستم جرم زمين مي باشد. گرانش تير38% گرانش زمين است. يك انسان روي تير 38 پوند وزن خواهد داشت. براي اينكه وزن خود را روي تير محاسبه كنيد، وزن خود را در 38/0 ضرب كنيد.

اتمسفر

اتمسفر كم ضخامت تير شاما مقادير اندكي هيدروژن و هليم است. فشار اتمسفر فقط حدود يك در ده به توان منفي نه ميلي بار است كه نسبت به فشار اتمسفر زمين، كسر بسيار كوچكي است(حدود دو تريليونيم).

از آنجايي كه اتمسفر بسيار كم ضخامت است، آسمان حتي در طول روز هم سياه به نظر مي رسد(به استثناي خورشيد، ستاره ها و سيارات ديگر هنگامي كه قابل مشاهده هستند). به علاوه، در تير اثر گلخانه اي وجود ندارد. هنگامي كه خورشيد غروب مي كند، دما بسيار سريع افت مي كند زيرااتمسفري وجود ندارد كه به حفظ دما كمك كند.

مدار تير و فاصله آن از خورشيد

تير نزديكترين سياره به خورشيد است و از همه سيارات منظومه شمسي سريعتر حركت مي كند. فاصله تير از خورشيد،‌يك سوم فاصله زمين از خورشيد بوده و به طور ميانگين AU 387/0مي باشد. مدار تير بيضوي است. در دورترين نقطه مدار(نقطه اي كه در آن، مدار بيشترين فاصله را از خورشيد دارد) تير 70 ميليون كيلومتر از خورشيد فاصله دارد و در نزديكترين نقطه، فاصله تير از خورشيد 46 ميليون كيلومتر است.

در تير فصلي وجود ندارد. فصلها در اثر انحراف محور نسبت به مسير حركت سياره ايجاد مي شوند. از آنجايي كه محور تير بر مسير حركتش كاملا عمود است(مورب نيست) در تير فصلي وجود ندارد. اگر شما روي سطح تير باشيد،‌خورشيد سه برابر بزرگتر از آنچه در سطح زمين ديده مي شود، به نظر خواهد رسيد.

محدوده دما

محدوده دماي تير بسيار متغير است. دماي سطح آن از 270 تا 800 درجه فارنهايت(168- تا 427 درجه سلسيوس) در تغيير است. در روزهاي بلند تير(كه 88 روز زمين طول مي كشد) دما بسيار بالاست(دومين سياره داغ منظومه شمسي،‌تنها ناهيد از تير داغتر است). در طي شب، اتمسفر كمضخامت تير باعث مي شود كه حرارت پراكنده شده و دما به سرعت افت كند.

اقمار

تير قمري ندارد

 

مقايسه تير- زمين

بررسيهاي فضاپيماها

تير در سالهاي 1973 و 1974 توسط فضاپيماي ناسا، مارينر10،بررسي شد. كمتر از نصف سطح تير، توسط اين فضاپيما نقشه برداري شد.

http://www.ngdir.i

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |

اورانوس چهارشنبه سوم مهر 1387 15:6

اورانوس هفتمين سياره از منظومه شمسي ما مي باشد اين سياره بزرگ يخي با ابر هايي پوشيده شده اند و توسط يک کمر بندي از ١١ حلقه و٢٢ ماه مشخص احاطه شده اند رنگ آبي اورانوس به دليلوجود متان در جو مي باشد اين مولکول رنگ قرمز روشن را جذب مي کند .            

محور  دوراني

محور دوراني اورانوس بسيار مايل روي پهلويش مي باشد به جاي چرخان با محورش تقريباً روي سطح مدار ايستاده ( شبيه همه سياره هاي ديگر منظومه شمسي ) اورانوس روي پهلو چرخش مي کند .                                                                                                                                 

( تنها مسير مدار ش ) اين محور دوراني سر چشمه فصلهايي نهايي اورانوس مي باشد براي اطلاعات بيشتر در مورد فصلهاي نهايي اينجا را کليک کنيد بخاطر جهت يابي محور هاي ايستاده آن يک بحثي از قطبهاي اورانوس که قطب شمال مي باشد وجود دارد اين بحثها هنوز يکي ديگر را راهنمايي نکرده است آيا اورانوس در يک مدار نزولي رسيندگي مي باشد ( مانند ونوس ) يا خير ( مانند سياره هاي ديگر ) ؟                                                                                                         

اندازه

اورانوس حدود ٦٩٠ ، ٣١ مايل در قطر مي باشد آن حدود ٤ برابر زمين است . اين غول گاز سومين سياره بزرگ در منظومه شمسي ما مي باشد ( بعد از مشتري و زحل )

جرم و جاذبه

جرم اورانوس حدود١٠  ×٦٨ ، ٨ کيلو گرم مي باشد آن حدود ١٤ برابر جرم زمين است جاذبه اورانوس تنها ٩١ % جاذبه زمين مي باشد چون که آن يک سياره بزرگ است

 نيروي جاذبه اي يک سياره که روي يک شي از سطح سياره اعمال مي شود متناسب با جرم و عکس شعاع مي باشد يک شخص ١٠٠ پوندي روي اورانوس ٩١ پوند روي زمين وزن دارد

 

طول روز و سال اورانوس

هر روز اورانوس ٩ ، ١٧ ساعت زمين را مي گيرد يک سال اورانوس ٧ ٠ / ٨٤ سال زمين را مي گيرد آن ٧ ٠/٨٤  سال زمين را براي اورانوس که خورشيد را يکبار دور مي زند مي گيرد.

مدار اورانوس و فاصله از خورشيد

اورانوس ١٩ برابر دور تر از خورشيد نسبت به زمين است ميانگينش ١٨ ، ١٩  مي باشد در افلاين ( دور ترين نقطه در مدار شمسي ) حدود ٠٠٠ , ٠٠٠ , ٨٥٠ , ١ مايل از خورشيد است در پرلاين ( نزديکترين نقطه در مدار خورشيد ي ) حدود ٠٠٠ , ٠٠٠ , ٧٠٠ , ١ مايل از خورشيد است.

درجه حرارت

درجه حرارت روي سطح لايه ابر اورانوس ٣٥٠- درجه فارنهايت ( ٥٩ کلوين ) مي باشد . اورانوس در مقايسه با گاز هاي ديگر مشتري ، زحل ، نپتون گرماي کمي بيرون مي دهد .

ترکيب خاکي و جو

اورانوس يک سياره گازي , منجمد با يک هسته مذاب مي باشد جو اورانوس شا مل ٨٣% هيدروژن ، ١٥ % هليم و ٢ % متان است .براي اطلاعات بيشتر در مورد ترکيب و ساخت اينجا را کليک کنيد.

حلقه ها

اورانوس يک کمر بندي از١١  حلقه باريک و ضعيف که تشکيل شده ازسنگ و گرد وغبار دارا مي باشد . اورانوس دايره اي مدارهاي خيلي بيضي شکل است . اين حلقه ها تنها يک قسمتي از حلقه هاي زحل ميباشد و در سال ١٩٧٧ کشف شده است . عکس – اورانوس و حلقه هايش توسط يک دوربين مادون قرمز عکس گرفته شده اند .

ماهها

اورانوس ٥  ماه بزرگ و تعدادي ماه کوچک دارد ( ماه بزرگ ٢  تا توسط دبليوام هرچل در ١٧٨١ کشف شده ، ٢ تا توسط دبليوام لاسل در ١٨٥١ و يکي توسط جي کوپر در ١٩٤٨ ) ( ماه کوچک بعداً کشف شده است ) براي اطلاعات بيشتر درباره ماههاي اورانوس اينجا را کليک کنيد . ابرن بزرگترين ماه اورانوس است عکس توسط هيئت وياگر ناسا در ١٩٨٦  گرفته شده است .

کشف اورانوس

اورانوس توسط اختر شناس انگليسي ويليام هر چل در ١٣ مارچ ١٧٨١ کشف شد هرچل همچنين ٢ ماه اورانوس ( تيتانيا و ابرن ) و تعدادي ماه زهل را کشف شد

مقايسه اورانوس – زمين

نام اورانوس و نماد

اين سياره توسط اختر شناس انگلسي ويليام هرچل نامگذاري شد او آن را     جورجياني ( به معني سياره جورجي ) پادشاه  جورج ٣ انگلستان صدا زد . اسمش بعداً به اورانوس ، خداي اسطوره اي آسمان اورانوس  تغيير يافت اسم اورانوس توسط اختر شناس آلماني جوهان الرت بود پيشنهاد شده است

 اين نمادي از سياره اورانوس مي باشد .

مشاهدات فضا پيما

اورانوس توسط وياگر ٢ ناسا کسي که به آن در ٢٤ جنري ١٩٨٦ نزديکي يافت ديده شد.

برگرفته از www.ngdir.ir

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |

تعريف ستاره شناسى سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 15:8
 

ستاره شناسي علمي است كه درآن حركات وحالات ستارگان با يكديگر بيان ميشود .علم نجوم دوعلم است : علم احكام نجوم . علم نجوم تعليمي علم احكام نجوم علمي است كه در آن اثرات ستارگان بر روي زمين را بحث ميكند واز فروع علم طبيعيات وحيات است واين علم از اجزاء هيئت وعلم سماءوعالم نيست. (خاصيت اين علم تخمين است . اما نجوم تعليمي درباره احرام آسماني وكره زمين بحث مي كند. اماعلم هيئت عالم اسلامي هدفش بيان كردن حركات آسماني و همه اختلافهاي مرئي آنها با اشكال هندسي بوده است وبحث درعلم حركات آسماني وطبيعت اجرام فلكي ازموضوع علم هيئت خارج وبه حكمت طبيعي وحكمت الهي اختصاص دارد وهم طبيعيات اجرام وقسمت عمده هيئت نظري كه درآن ازحقيقت حركات ستارگان بحث مي شود وارد درعلم هيئت اسلامي نبوده است وعلم هيئت اسلامي مشتمل بوده است هرعلم هيئت كروي در عملي . قسمت كوچكي ازهيئت نظري مخصوص كسوف وخسوفها واستتارهاي سيارات. (دلايل توجه به اين علم اين بود كه ابهت وعظمت كرات آسماني ، همواره اعجاب انسانها را بر مي انگيخت ودر ميان عامه مردم نيز روز به روز اين باور بيشتر رايج مي شد كه كرات واجسام نوراني بر سرنوشت موجودات زمين حاكم ميباشند وبر همين پايه دروغين به اين. (تصورات را بوجود آورد كه نام پيشگويي ، دروغگويي ورمالي به خود گرفت . (از طرفي جلوه متغير افلاك چيزي بود كه ذهن وخيال انسان اوليه را قهرا اسير خود كرد وافلام همواره تخيل انسان را به خود مشغول داشته است .(از طرف ديگر مردم در ابتداي امر از آن جهت آسمان ونمودهاي آن را مشاهده ورصد مي كردند كه به حركات خورشيد وماه نياز داشتند تا از روي آنها فصول چهارگانه را كه كشاورزي به آن وابسطه است بشناسند يا ازطلوع وغروب ستارگان راه خود را درسفر. دريايي يا در بيابانهاي بي آب وعلف وپر دامنه پيدا كنند . (اما درباره ههميت اين علم در مكتب اسلام بايد گفت كه علماي اسلام معتقدند كه دربرنامه فرهنگي اسلام نخستين علمي كه مورد توجه قرار گرفته است علم خداشناسي است چرا كه قوام وسعادت هر قومي به اين علم بستگي دارد اما راه وطريقه علمي براي خداشناسي را در دوعلم يعني هيئت ونجوم وطب وتشريح ميدانند چرا كه اين دو رشته است كه خواننده را به عوالم بي نهايت بزرگ ( كهكشانها ، ثواب ، سيارات واقمار و... )

تا جهان بينهايت كوچك ( ميكروبها ، سلولها واتمها ) رهبري ميكند . كتاب آسماني اسلام براي هر يك از اين دو رشته از علوم مخصوصا هيئت ونجوم اهميت خاصي قائل است چنانچه در بسياري از آيات قرآن مجيد ذكري از آسمانها و زمين وكواكب وغيره آمده است وتوجه خواننده را نسبت به نظام متقن آنها جلب مي كند . به همين جهت است كه عالمان وفيلسوفان اسلام عموما اين دو رشته را تحصيل مي نمودند . مقام ارجمندي براي آن قائل بودند . (به عنوان دليل نخست وپايه اي در توجه عرب قبل از اسلام به دانش ستاره شناسي بايد به مهاجرت كلدانيان مهاجري كه به اين منطقه آمده بودند عده اي ستاره شناس وكاهن نيز بودند كه عربها كه احكام نجوم وستاره ها وبرجها ومنطقه ها ومنزلگاهاي ماه وآفتاب را از آنان آموختند.اما اعراب خود ستاره شناسان خوبي بودند ودر واقع علاقه آنها به مصنوعات مربوط به دانش جغرافيا علاقه اي موروثي بود . چرا كه مسافرتها وزندگا ني آنها با اوضاع جوي .(ستارگان و حركات ان مربوط بوده است . (البته اين فعاليتها شديدا تحت تاثير وضع جغرافيايي شبه جزيره عربستان قرار داشت . (از طرف ديگر عاملي كه سبب توجه به ستارگان گرديد اين بود كه عرب براي كوچ نشيني خود وحركت در صحراها وپيدا كردن منابع خود محتاج به شناختن مسير بادها والاجرم هواشناسي بود كه اين عمل را از روي حركت ستارگان انجام ميداد . با گذشت زمان عوامل تاريخي جديدي براي به جلو بردن مشعل فرهنگ و تمدن در حال تكوين بود يكي از جنبشهاي مشهور وتاريخ ساز ذهن بشر از دل شبه جزيره عربستان طلوع كرد . از اين رو اعراب بر ملل زيادي كه از نظر فرهنگ برتر از آنان بودند چيره شدند و پس . از اندك مدتي در عرصه علم وانديشه يكه تاز ميدان گرديدد . اما آنچه كه فعاليتهاي علمي وصنعتي مسلمانان را پيرامون علم نجوم به ثمررسانيد اين عوامل بود : (نخست ، عوامل مذهبي وتاكيد فراوان قرآن به تفحص در آفاق وانفس .

دوم ، فرضيه حج كه رفتن به زيارت كعبه مستلزم شناخت راهها و آباديعا وسرزمين ها بود . (سوم ، شناخت جهت قبله ، جهت يابي قبله كه خود عامل مهمي براي توجه به نجوم بوده است . 15 از ديگرعوامل روزه گرفتن در فاصله دو زمان معين. (خواندن نماز آيا ت وتعيين ماههاي حرام را نيز بايد ذكر كرد . توجه امرا وخلفا نيز به گسترش اين دانش كمك كرد چنانكه در زمان عباسيان در اثر مساعي مامون در ايجاد دارالترجمه نهضت علمي پايه ريزي شد كه در آن كتابهاي زيادي از يوناني وهندي و ايراني به زبان عربي ترجمه گرديد . ا لبته از عواملي كه سبب توجه خلفا به علم نجوم شد عامل تنجيم را با يد ذكر كرد سلاطين مبالغ هنگفتي براي ايجاد رصد خانه ها و ساختن ابزار دقيق نجومي قرار ميدادند وانتظار پيشگو يي هاي اختر شناسي داشتند .پس از آنكه عراق دارالخلافه وپايگاه ملت اسلام سد اقتباس مسلمانان از علم وتمدن اقوام غيرعرب بيشتر شد وعلاقه آنها به احكام نجوم وآگاهي يافتن بر كتابهايي كه در اين باره نوشته شده بود زياد تر ميشد. بنابراين در اين دوره اخذ علوم از منا بع اصلي شروع شد . در واقع آغاز نقل علوم منجمله نجوم از عصر منصور دومين خليفه عباسي ميباشد . چون توجه منصور به احكام نجوم وحركات كواكب شهرت يافت ، منجمان از ايران و روم وهند به دربار روي آ وردند . بطور خلاصه بايد گفت كه علم هيئت واحكام نجوم از اوايل دوره خلفاي عباسي توسط كتابهاي نجومي هندي وايراني دربين مسلمانان انتشاريافت .با تاسيس بيت الحكمه و رصد خانه هايي و رود متون نجومي زمينه براي رشداختر شناسي اصيل اسلامي كه پيوند نزديكي با ترقيات مسلمانان در رياضيات داشت آماده شد. دردوره هاي بعد دانشمندان و بزرگاني در علم نجوم به ظهور رسيدند و حكايت از فعاليت بالنسه وسيعي در كارهاي ستاره شناسي است وهر كدام از آنها خود آثاري را در زمينه نجوم تاليف وزيجهاي بسياري نوشته ورصدهايي انجام گرفت وابزار آلات بسياري اختراع شد. از اواسط  قرن چهارم خلافت بغداد رو به انحطاط  گذشت و دولتهاي مستقلي چون طاهريا ن وصفاريان و سامانيان پديد آمد . آل بويه در سال 334 هجري . قمري بر بغداد تسلط مييابد . وپس ازآنها سلجوقيان بودند و سپس ان مصيبت هولناك به سقوط بغداد و انقراض دولت عباسيان انجاميد از سوء تدبير و رفتار ايشا ن با مغولان بود. ولي از آن وقت به بعد شهرت خود باقي بود وعلاوه بر آن مراكز علمي متعددي در عالم اسلام ايجاد شد ودر مسلمانان شوق فراگيري علم وذوق تحقيق به درجه اي بود كه هيچ حادثه سخت وانقلاب خونيني آنها را از اين مهم بازنميداشت . اين ترقيات علمي در فاتحان بيگانه به درجه اي تاثير بخشيد كه خود آنها حامي وسرپرست علوم قرار گرفتند . نفوذ واستيلاي تمدن عرب بر قوم ترك ومغول كه خيلي زود سرپرستي قوم مغول خود را اختيار نمودند بي نهايت حيرت انگيز به نظر ميرسد . چنانچه بعد از خاتمه يافتن نفوذ سياسي عرب نفوذ تمدني وي تا مدتي باقي بوده وپس از سقوط بغداد هم پيشرفت علمي آن تا مدتي ادامه داشت وآموزشگاه هيئت آن تا نيمه قرن 15 م /9 ه . ق به حال رونق باقي بوده وبه تحقيقات مهم علمي مي پرداخت .با توجه به تعداد رصدخانه ها وتوسعه فعاليتهاي نجومي وگسترش فعاليتهاي رياضي وستاره شناسي در طي قرون سوم وچهارم هجري ، دنباله اين فعاليتها به قرن 5 كشيده مي شود ودر اين قرن شاهد فوفقيت هاي چشمگيري هستيم كه درخشانترين چهره آن ابوريحان بيروني دانشمند بزرگ ايران است .اهميت واعتبار وسيع وچند بعدي اين دانشمند تا بدان حد است كه جورج سارتن قرن او را عصر بيروني مي نامد. نظريات وشرح كارهاي بيروني در باب ستاره شناسي وگاهشماري در چند كتاب عمده وي التفهيم ، قانون مسعودي ، آثار الباقيه و تحديد نهايات الاماكن لتصحيح مسافات المساكنوالمقاليد آمده است . نجوم إن حي سي 6397 قرب محور درب الدبانة

نجوم واحكام نجوم : آداب وشعائر اسلامي و بخصوص نمازهاي روزانه نيز اهميت علمي علم نجوم را براي امت مسلمان آشكار ساخته بود . اوقات نمازهاي روزانه مي بايستي در سراسر سال براي طولها وعرضهاي جغرافيا يي نقاط گوناگون كه مسلمانان در آنجاها مي زيستند وجهت قبله كه همگان مي بايستي در نماز به آنجا روكنند تعيين شود وبه همين جهت است كه از منجمان گمنام گرفته تا بيروني وابن هيثم ، مسلمانان روشهاي گوناگون براي شناختن جهت قبله پيدا كرده بودند وتا زمان حاضر در صدد يافتن روشهاي جديدي براي يافتن جهت قبله برآمده اند . بعضي از فيلسوفان علم نجوم را شاخه اي از رياضيات به شمار مي آوردند واحكام نجوم يا تنجيم را شاخه اي از فلسفه طبيعي وگاه از علوم خفيه يا غريبه مي دانستند . دانشمندن معتبري بوده اند كه نجوم را مي پذيرفتند وتنجيم را نفي مي كرده اند . عموما اين دو بايكديگر آميخته بودند وهرگز در جهان اسلام آن تمايزي كه ميان اين دواصطلاح درباختر وجود دارد كه يكي راعلم مي دانند وديگري را عمل كلذب .آثار اسلامي درباره نجوم: كتابهاي عربي فارسي وحتي زبانهاي ديگر اسلامي همچون تركي درباره نجوم وموضوعات وابسطه به آن چندان زياد است كه علي رقم دو قرن تحقيق توسط دانشمندان غربي قسمت مهمي از آنها هنوز تقريبا دست نخورده است . بعضي رساله هايي است كه تنها به يك جنبه اين علم تحقق دارد مثل آنها كه مثلا درباره ثوابت يا آلات نجومي بحث ميكند . بعضي ديگر مشتمل برگزارشي توصيفي است بي آنكه درآنها از مباني رياضي بحثي به ميان آمده باشد . بعضي ديگر از كتابها خلاصه نجومي است كه درآنها كوشش شده تا تمام مباحث بصورت دايرة المعارفي ودرعين حال تحليلي بيان شود .از اين گروه است بعضي از آثار نجومي بزرگ اسلامي همچون قانون مسعودي بيروني و...

منبع

http://www.55a.net

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |

لباس فضانوردی یکشنبه پنجم خرداد 1387 15:29
 

                                       

در صورتی که انسان بدون حفاظ وارد فضا شود، به سرنوشت دردناکی دچار خواهد شد. کمبود اکسیژن اولین عاملی است که او را از پای در خواهد آورد. از طرفی، در جایی که فشار جو تقریبا برابر صفر است، تمامی گازهای بدن منبسط می شود و از منافذ آن بیرون خواهد زد؛ در عرض ۱۵ ثانیه، شخص بیهوش خواهد شد و پس از ۴ دقیقه خواهد مرد. پس از این، نوبت سرما و گرماست. انسانها تنها قادرند میزان کمی تغییر در دمای عادی بدن (دماهای بالاتر و پایینتر از ۳۷ سانتیگراد) را تحمل کنند؛ اما در فضا گستره دماها وحشتناک است. در قسمتی که نور خورشید نمی‌تابد، دما ممکن است تا منهای ۲۵ درجه سانتیگراد کاهش یابد، در حالی که در محل تابش نور خورشید دما ممکن است به بالاتر از ۲۵۰ درجه سانتیگراد برسد. علاوه بر اینها، محافظت در برابر تابش مرگبار خورشید نیز لازم است. حتی مقادیر کم آن در طول مأموریت برای کشتن فرد کافی است. امروزه، فضانوردان مجموعه‌ای از لباسهای فضایی مختلف در اختیار دارند. هر یک از آنها برای کار در محیطی خاص طراحی شده است. در خلال پرتاب و فرود، آنها لباسهایی با فشار داخلی جزئی به تن می کنند که محفظه مخصوص چتر نجات را نیز در خود به همراه دارد. این لباس از این موارد تشکیل شده است: کلاه ایمنی، دستگاه ارتباطی، نیم تنه، چکمه،‌ دستکش. در داخل لباس، قسمتهای بادکنک مانندی تعبیه شده است که هنگام کم شدن فشار داخل کابین به طور خودکار باد می‌شوند تا فشار لازم را در قسمت پایینی بدن حفظ کنند. بدون وجود این بادکنکها و در صورت کم شدن فشار کابین، فضانوردان به علت جمع شدن خون در قسمت تحتانی بدنشان از حال خواهند رفت. حدود ۷۰% از بدن انسان را آب تشکیل می‌دهد که اگر در معرض فشارهای بسیار پایین قرار گیرد، تمامی این مایعات شروع به جوشیدن می‌کند. در ابتدا، بدن شخص ورم می‌کند و در نهایت عملا یخ می زند و خشک می‌شود. در طراحی کنونی لباسهای فضایی، موارد جدیدی تعبیه و جمع شده است؛ از جمله دستگاه جمع آوری دفعیات بدن که آن را جمع می‌کند تا بعداً به دستگاه مدیریت مواد دفعی مدارگرد انتقال دهد؛ و لباس تهویه ای به همراه دستگاه سرمایش مایع که زیر لباس اصلی پوشیده می‌شود. این لباس یک تکه است و از ماده ای کش آمدنی ساخته شده و در آن مجراهایی برای عبور آب قرار داده شده است تا فضانورد را خنک نگه دارد و از گرمای آزار دهنده داخل لباس محافظت کند. علاوه بر آن، محفظه ای برای آب آشامیدنی به حجم ۶۲۰ سانتیمتر مکعب و دستگاه ارتباطی پیشرفته ای نیز دارد.

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |

تولد و مرگ ستاره ها یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 13:18
پیش ستاره ها؛ ابر نو اخترها

          تولد و مرگ ستاره ها

ستارگان در «اَبر»های غبار و گاز متولد می شوند. این فرایند زمانی آغاز می شود که چگالی منطقه ای از ابر افزایش یابد. این تغییر چگالی ممکن است بر اثر عبور موج «اَبَرنواَختر» از میان این ابر اتفاق بیفتد. این ابرها، بر اثر جاذبه مناطق، متراکمتر و داغتر می شوند و سرانجام - در حال انجام شدن واکنشهای هسته ای - یک یا چند «پیش ستاره» را تشکیل می دهند. دمای غبار و گاز ابتدایی چند درجه از صفر مطلق (۲۷۳- درجه سانتیگراد) بیشتر است که بعد از فشرده شدن در مرکز ستاره حداقل ده میلیون درجه سانتیگراد می شود. قبل از اینکه پیش ستاره ها به «ستاره های بالغ» و درخشان مبدل شوند، نور و حرارت کمی دارند. بخش عمده این پرتوها توسط «غبار سحابی» پیرامون پیش ستاره جذب می شود. این غبار پرتوها را بیشتر در منطقه فرو سرخ (مادون قرمز) طیف دفع می کند.
    شاید ستاره شناسان نتوانند درخشش پیش ستاره ها را مستقیما ببینند، اما می توان وجود آنها را در سحابی با تلسکوپهای فرو سرخ درک کرد. هرگاه واکنشهای هسته ای پیش ستاره در هسته اش آغاز شود و این واکنشها باعث شود که برای میلیونها و یا میلیاردها سال بدرخشد، به «ستاره» تبدیل می شود. در این واکنشها، هیدروژن گداخته می شود تا هلیوم (که عنصری سنگینتر است) تولید شود. با تمام شدن هیدروژن و واکنشهای مختلف، ستاره به «دوره پیری» می رسد. در هر مرحله از این دوره عناصر سنگینتری تشکیل می شود. این فرایند که «سنتز هسته ای» نام گرفته است پرتوهای انرژی الکترو مغناطیسی را برای جلوگیری از فروپاشی لایه های بیرونی ستاره از هسته ستاره به بیرون فرا می افکند و به این ترتیب آن ستاره را زنده نگه می دارد. با تداوم این فرایند، خواص ستاره تغییر می کند.

    هرگاه واکنشهای هسته ای در هسته ستاره متوقف شود، ستاره به «مرحله مرگ» نزدیک می شود و ساختارش ناپایدار می شود .ستاره ای با جرم نسبتا کم، ظرف میلیارد ها سال، آهسته آهسته سوخت هسته ایش را می سوزاند و سپس به ستاره کم نور و سرخ رنگی به نام «غول سرخ» تبدیل می شود. سرانجام، غول سرخ هم متلاشی می شود تا سحابی سیاره ای (پوسته منبسط شونده گازی) بسیار درخشانی به نام «کوتوله سفید» پیرامون ستاره تشکیل دهد؛ ستاره ای با جرم زیاد که سوختش را بسیار سریعتر و فقط ظرف چند میلیون سال می سوزاند. این ستاره با افزایش بسیار زیاد اندازه اش به «اَبَر غول» تبدیل می شود و سپس در انفجاری بزرگ به نام «ابر نو اختر» فوران می کند.
    هسته  باقیمانده - بر حسب اندازه ستاره نخستین - به «ستاره نوترونی» یا به «حفره سیاه» یا «سیاهچاله» تبدیل می شود.

    به عبارت دیگر،  زندگی هر ستاره ابر غول که 10 برابر سنگینتر از خورشید باشد، در انفجاری عظیم به نام «اَبَر نو اَختر» پایان می‌یابد. این انفجار آنچنان پر انرژی است که شاید از کهکشان کاملی با میلیاردها ستاره درخشنده تر شود. این ابر نو اختر شاید تا مدتی، از دید ناظر زمینی، به صورت ستاره ای تازه و خیلی درخشان به نظر برسد. اگر هسته‌ای با 4/1 تا 3 جرم خورشیدی از این انفجار به جای بماند، هسته کوچک می‌شود و «ستاره نوترونی» تشکیل می‌دهد. اگر جرم هسته از 3 جرم خورشیدی بیشتر باشد، گرانش آن را وا می‌دارد که بیشتر منقبض شود تا «سیاهچاله» تشکیل بدهد. انرژیی که از انفجار هر ابرنو اختر آزاد می‌شود می‌تواند دهها هزار سیاره نظیر زمین را ویران کند. همگی ابر نو اخترها ویرانگر نیستند، ولی این انفجارها عناصر به وجود آمده در درون ستارگان را در فضای میان ستاره‌ای منتشر می‌کنند تا در آنجا به ستارگان و سیارات تازه تبدیل شوند.

     اتمهای کربن بخشی از ملکولهای تشکیل دهنده اکثر غذاها و نیز بدن انسان است و برای نخستین بار در داخل ستارگان ایجاد شده است. هسته ستاره ابرغول در حال مرگ در کمتر از یک ثانیه فرو می‌پاشد. این فروپاشی ناگهانی سبب می‌شود که موجی ضربه‌ای ایجاد شود که لایه‌های بیرونی ستاره را به بیرون می‌اندازد.

 

نوشته شده توسط مهسا  | لینک ثابت |